نامه صد و هفتم
سلام عزیز دل مامان
داریم به عید 93 نزدیک میشیم ...... ششمین عید بدون تو
یه سری عددها هستن که برای ادم خیلی دورن و خیلی زود به اون عدد ها میرسیم
6 سال نبودنت ........ هیچوقت فکر نمیکردم این عدد رو داشته باشم
هیچ وقت فکر نمیکردم به 30 سالگی برسم و تو رو نداشته باشم
ولی یه سال و نیم دیگه داریم تا رسیدن به این عدد
نمیخوام از ناراحتی و غصه بنویسم
الان امیدوار امیدوارم
دوره جدید قرصهام رو شروع کردم .... شروعش که اصلا خوب نبود و من کلی بالا اوردم ولی خب امروز خیلی بهترم
خاله نفیسه اومده تهران و قراره تا عید بمونه پیشمون
تنها اتفاق بد این روزها فوت مجتبی بود و غصه ما و خانواده اش
یاد عمه که میفتم دلم میگیره و غصه دار میشم ... چجوری میخواد با این غم کنار بیاد
راستی عمه حمیده خوابت رو دیده
خواب دیده که خیلی خوشگلی و اصلا هم با خاله حمیده ات خوب نیستی
منم بهش گفتم خواب زن چپه ... نی نی من فقط پیش تو میمونه و با تو خوبه
منتظر روزای تغبیر این خوابا هستیم
*******************************************************
پ.ن: دوستام تو وبلاگ http://www.manooononini.blogfa.com/ ختم قران گرفتن و جز 20 برای منه
منم دارم برای دوره جدید و داروهای جدید اماده میشم
ایشالا که با دعای دل پاک دوستام اتفاقای خوب برای من و همه منتظرا بیفته


نامه صد و هفتم
